برچسب: داستان, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:29
نگاه را متحمل شدی
و سوادی را خواندی که برای تو ننوشتم.
..........
برای دست هایت بمیرم
وزن برگ را حامل شدی
و شعری را لمس کردی که برای تو ابراز نکردم.
.........
برای لبانت بمیرم
ضربان بر زبان گنجاندی
و معشوقی را بوسیدی که برای او قلم شدم.